زندگی، نقطه سر خط
مرا ببوس مرا ببوس خواهم تو شوی دیشب بارون آمد یارم لب بوم آمد رفتم گلش بگیرم پرپر شد و پرید رفت رفتم کفتر بگیرم آهو شد و صحرا رفت رفتم آهو بگیرم ماهی شد و دریا رفت ... من نباشم کی تو رویا موهاتو ناز می کنه دلبرکم چیزی بگو به من که از گریه پرم به من که بی صدای تو از شب شکست میخورم دلبرکم چیزی بگو به من که گرم هق هقم چیزی بگو که آینه خسته نشه از بی کسی غزل بشن گلایه ها نه هق هق دلواپسی نزار که از سکوت تو پرپر بشن ترانه هام دوباره من بمونمو خاکستر پروانه هام چیزی بگو اما نگو از مرگ یاد و خاطره کابوس رفتنت بگو از لحظه های من بره چیزی بگو اما نگو قصه ما به سر رسید نگو که خورشیدک من چادر شب به سر کشید دقیقه ها غزل میگن وقتی سکوت رو میشکنی قناری ها عاشق میشن وقتی تو حرف می زنی تن تو ظهر تابستون رو به یادم می یاره من نیازم تو رو هر روز دیدنه تو بزرگی مثل اون لحظه که بارون می زنه من نیازم تو رو هر روز دیدنه تو مثل وسوسه ی شکار یک شاپرکی من نیازم تو رو هرروز دیدنه تو قشنگی مثل شکل هایی که ابرها می سازن من نیازم تو رو هرروز دیدنه خدایا، وعده مجازات فردا بود من امروز می سوزم!
برای آخرین بار
ترا خدا نگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
در میان توفان
هم پیمان با قایقرانها
گذشته از جان باید بگذشت از طوفانها
به نیمه شبها
دارم با یارم پیمانها
که برفروزم آتشها در کوهستانها آه
شب سیه سفر کنم
ز تیره ره گذر کنم
نگه کن ای گل من
سرشک غم به دامن
برای من میفکن
مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
دختر زیبا امشب بر تو مهمانم
درپیش تو میمانم
تا لب بگذاری بر لب من
دختر زیبا از برق نگاه تو
اشک بی گناه تو
روشن سازد یک امشب من
مرا ببوس مرا ببوس
برای آخرین بار
ترا خدانگهدار
که میروم بسوی سرنوشت
بهار ما گذشته
گذشته ها گذشته
منم به جستجوی سرنوشت
محبوب دلم
چون نرگس من
دیوانه ی من
رویت رخ من
سویت ره من
هستی چو بهشت
کاشانه ی من
پروانه ی من ,پروانه ی من
بی تو چه کنم
مستانه ی من
آوای تو چون
هم نغمه ی من
ای لاله ی من
بردی دل من
کی با بالای شکسته با تو پرواز میکنه
راست بگو من که نباشم اخمای پیشونیتو
کی میاد دونه دونه با حوصله باز میکنه
من نباشم کی میاد ناز نگاتو می خره
کی میاد دنبال تو تو رو به خورشید ببره
واسه ی خاطر تو جون میده پشت پنجره
من اگه نباشم کی واسه همیشه تو رو می پرسته
کی برات میمیره کی نمیشه خسته
کی تو رو میذاره روی دو تا چشماش
کی اگه نباشی میگیره نفسهاش
من اگه نباشم من اگه نباشم
من اگه نباشم من اگه نباشم
من نباشم کی تحمل میکنه کار تو رو
با رقیب رفتن و اذیتا و آزار تو رو
تو خودت داور میدون شو بگو
کیه که جواب نده تلخی رفتار تو رو
من نباشم کی برات قصه میگه تا بخوابی
کی میاد سراغ رویات تو شبای مهتابی
کی بیداره تا تو خوابت ببره
کی قایم میشه توی ابرا که تو راحت بتابی
کی قایم میشه توی ابرا که تو راحت بتابی
من اگه نباشم من اگه نباشم
من اگه نباشم من اگه نباشم
رنگ چشمای تو بارون رو به یادم می یاره
وقتی نیستی زندگی فرقی با زندون نداره
قهر تو تلخی زندون رو به یادم می یاره
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو همون خونی که هر لحظه تو رگهای منه
تو مثل خواب گل سرخی، لطیفی مثل خواب
من همونم که اگه بی تو باشه جون می کنه
از لبت دوست دارم شنیدنه
تو مثل شوق رها کردن یک بادبادکی
تو همیشه مثل یک قصه پراز حادثه ای
از لبت دوست دارم شنیدنه
گل های اطلسی از دیدنه تو رنگ می بازن
اگه مردای تو قصه بدونن که اینجایی
برای بردنه تو با اسب بالدار می تاز ن
از لبت دوست دارم شنیدنه
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |
