تبليغاتX
زندگی، نقطه سر خط


زندگی، نقطه سر خط

زندگی فقط فاصله بین تولد تا مرگ نیست...

و هیچکس هم دوبار زندگی نمی کند...

وشاید تنها بهانه زندگی شاد بودنه،اما وقتی شادیت وابسته بشه ...

...باید جوانه زد.

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه سی و یکم خرداد 1388| ساعت | توسط حسین| |

امروز هم گذشت مثل همه روزها

چه خوب ،چه بد اما گذشت....

خیلی وقت بی بهانه میگذره و یکنواخت...

شش ماه اینجوریه،اما ...

اما می خوام جوانه بزنم.

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388| ساعت | توسط حسین| |

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
 صبح بلند شی و ببینی که دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش گذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
 می سوزونه گاهی قلب و زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
 هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه
خیلی سخته اگر عمر جادوی شعرت تموم شه
نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه
خیلی سخته اون که می گفت واسه چشات می میره
 بره و دیگه سراغی از تو ونگات نگیره
خیلی سخته تا یه روزی حرفهای اون باورت شه
 نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
 خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
 بخدا کم غصه ای نیست چن روزی تو رو ندیدن
 خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
 وسط راه اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی
از خودت می پرسی یعنی می شه اون بره زمانی؟
خیلی سخته توی پاییز با غریبی آشنا شی
اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جدا شی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اون رو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
 کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب چشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته و قشنگه آشنایی زیر بارون
اگه چتر نداشته باشی توی دستا هردوتاشون
 خیلی سخته تا همیشه پای وعده ها نشستن
 چقدر قشنگه اما واسه ی کسی شکستن
 خیلی سخته واسه ی اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
 خیلی سخته بودن تو واسه ی اون بشه عادت
دیگه بوسیدن دستات واسه اون نشه عبادت
 خیلی سخته چشمای تو واسه ی اون کسی خیسه
 که پیام داده یه عمر واسه تو نمی نویسه
 خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
 تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب واسه چیدن ستاره
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
 

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم خرداد 1388| ساعت | توسط حسین| |

 
گريه کنم يا نکنم ٬ حرف بزنم يا نزنم ؟!
من از هواي عشق تو ٬ دل بکنم يا نکنم ؟!
با اين سوال بي جواب ٬ پناه به آينه ميبرم ...
خيره به تصوير خودم ٬ ميپرسم از کي بگذرم ؟!
يه سوي اين قصه تويي ٬ يه سوي اين قصه منم !
بسته بهم وجود ما ٬ تو بشکني من ميشکنم !
گريه کنم يا نکنم ٬ حرف بزنم يا نزنم ؟!
من از هواي عشق تو ٬دل بکنم يا نکنم ؟!
نه از تو ميشه دلبريد ٬ نه با تو ميشه دلسپرد !
نه عاشق تو موند ٬ نه فارغ از تو ميشه بود !
هجوم بن بست رو ببين ٬ هم پشت سر هم رو به رو ...
راه سفر با تو کجاست ٬ من از تو ميپرسم بگو ؟!
بن بست اين عشقو ببين ٬ هم پشت سر هم رو به رو ...
راه سفر با تو کجاست ٬ من از تو ميپرسم بگو ؟!
گريه کنم يا نکنم ٬ حرف بزنم يا نزنم ؟!
من از هواي عشق تو ٬ دل بکنم يا نکنم ؟!
تو بال بسته مني ٬ من ترس پرواز توام !
براي آزادي عشق از اين قفس ٬ من چه کنم ؟!
نوشته شده در یکشنبه سوم خرداد 1388| ساعت | توسط حسین| |


قالب وبلاگ : فقط بهاربيست