زندگی، نقطه سر خط
دست عزيزان چه بگويم گلهاي نيست
گرهم گلهاي هست دگر حوصلهاي نيست
سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم
هر لحظه، هر لحظه جز اين دستِ مرا مشغـلهاي نيست
در حسرت ديدار تو آواره ترينم
هرچند كه تا منزل تو فاصلهاي نيست، فاصلهاي نيست....
من براي تو چيهستم كوه تنهاي تحمل
بين ما پل عذابه من خسته پايه پل...
كه نزديكي مثل من به من اما خيلي دوري
خوب نگام كن تا ببيني چهره درد و صبوري
كاشكي ميشد تو بدوني من براي تو چي هستم
از تو بيش از همه دنيا از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام غرور سنگم اما شكستهام
كاشكي از عصاي دستم يا كه از پشت شكستهام
تو بخوني تا بدوني از خودم بيش از تو خستهام
ببين كه خستهام تنها غروره عصاي دستم
از عذاب با تو بودن در سكوت خود خرابم
نه صبورم و نه عاشق من تجسم عذابم
تو سراپا بيخيالي من همه تحمل درد
تو نفهميدي چه دردي زانوي خستهام رو تا كرد
| قالب وبلاگ : فقط بهاربيست |
